- موهای تیره داشت و پوستی سبزهنگاهی کمرو و دستهای پینه بستهاو سنگ تراش بود و پسر یک کارگراز این بابت افتخار میکرد شما چرا میخندیدنه پیش داوری نکنیدشما یید که نمیدانیدسرگیجه و کار کردن چیستشادی تان واقعی نیست شما ارزشهاتان را معامله میکنیداو تمام دنیای منه حتی بیشترتنها نام او را فریاد میزنم هنگامی که غم بر من چیره میشودو بعد همه چیز در هم میریزد وقتی او اینجا نیستخیلی دلم میخواهد به او بگویم اما جراتش را ندارماو که مرا وا میداردبه چرخیدن در فضای تهی تهیبه چرخیدن در فضای تهی تهیچرخیدن در فضای تهیوا میدارددرتهی تهیچرخیدن در فضای تهیچرخیدن در فضای تهی وا میداردچه کسی میتواند به من بگوید چه اتفاقی افتاده استاز وقتی که رفته دیگه حالم خوب نیستدیگه فقط یه خاطرت استیه قطره اشک از گذشتهدر گوشه چشم که خیال رفتن ندارهاه...نه.. نخندیدشمایی که نمیشناسیدسر در گمی و درد راچقدر سطحی اندهر چیزی را در مورد قلب انکار میکننداو تمام دنیای من بود و حتی بیش از انامیدوارم در جهانی دیگر ببینمشکمکم کنید همه چیز از هم پاشیده استچرا که دیگر او اینجا نیستبدان عشق من ...سرباز زیبای منکه تو من را به چرخیدن در فضای تهیوا میداریچرخیدن در تهی
۱۳۹۴ آذر ۴, چهارشنبه
Indila - Tourner Dans Le Vide
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر