La bise يا le bisouميشه بوس و Faire la
bise هم به معني روبوسيه
. دوستان و آشنا
يان تو فرانسه وقتي به هم ميرسن، بسته به ميزان آشنايي صورت همديگه رو چند بار بوس ميكنن. اگه دو نفر رو نفر ثالثي به هم معرفي كنه، باز هم ممكنه اونا با هم روبوسي كنند. مخصوصا در مورد بچه ها و نوجونا.
bise هم به معني روبوسيه يان تو فرانسه وقتي به هم ميرسن، بسته به ميزان آشنايي صورت همديگه رو چند بار بوس ميكنن. اگه دو نفر رو نفر ثالثي به هم معرفي كنه، باز هم ممكنه اونا با هم روبوسي كنند. مخصوصا در مورد بچه ها و نوجونا.
تعداد بوسه ها و طرفي كه روبوسي شروع ميشه، گذشته از هر ناحيه و منطقه، به فاكتورهاي زياد ديگه اي هم مربوطه كه شرحش مشكله. دوتا بوسه (هر كدوم به يه طرف صورت) رايج ترين شكله. هرچند تو سواحل مديترانه اي جنوب فرانسه سه بار و تو شهر نانتس (Nantes) چهار دفعه، رايجه
.
اگه اين موضوع گيجتون ميكنه كه بلاخره بايد چيكار كنيد، بهترين چاره اش اينه كه موقع برخورد، وايستيد و اختيار رو بديد به طرف فرانسويتون كه هر چند دفعه ميخاد روبوسي كنه! 
از دست دادن (Se serrer la main) وقتي استفاده كنيد كه يه نفر رو براي اولين بار ميبينيد، مخصوصا تو امر بازرگاني و تجارت. اين كار هم موقع رسيدن هم موقع جداشدن انجام ميشه. دست دادن فرانسويها خيلي سريع و سبكه. بالا پايين نميكنن و دست رو محكم فشار نميدن
.
اگه دستشون گير باشه، كثيف يا خيس باشه، ممكنه انگشت يا آرنجشونو براي گرفتن بهتون پيشنهاد كنن
.
----------------------------------
مقدمه
فرانسه در يک نگاه
فرانسه بیش از هر کشور دیگری در جذب توریستها موفق بوده است. جهانگردان برای دیدن مناظر باشکوه به فرانسه می آیند. البته اغلب آنان می آیند تا پاریس را ببیند، پایتخت فرانسه. پاریس شهر زیبایی است و به عنوان عروس شهر های جهان شناخته شده است.
برای قرنها فرانسه مرکز فرهنگ و هنر اروپا بوده است. بسیاری از هنرمندان و نویسندگان بزرگ در آنجا زیسته اند. مدها و غذاهای فرانسوی ستایش شده اند و نسخه های متعددی از آنها کپی شده است.
نام
| |
پایتخت
|
پاریس
|
زبان رسمی
|
فرانسوی
|
جمعیت
|
61,100,000
|
شهرهای بزرگ
|
پاریس, مارسی, لیون, تولوز
|
وسعت
|
544,000 کیلومتر مربع
|
بلندترین نقطه
|
کوه سفید(Mont Blanc), 4810 متر
|
واحد پول
|
یورو
|
رتبه از نظر جمعیت درنیا
|
21
|
رتبه از نظر وسعت در دنیا
|
47
|
جغرافیای فرانسه
فرانسه بزرگترین کشور در اروپای غربی است. بیشتر این سرزمین در شمال هموار و تقریبا هم سطح دریاست. تپه ها نواحی مرکزی و جنوبی فرانسه را پوشانده اند و کوهستانهای بلند در نواحی مرزی قرار دارند. کوههای پیرنه (Pyrenees) این کشور را از اسپانیا، همسایه جنوب غربی، جدا کرده است و رشته کوههای آلپ نیز مرزهای فرانسه با ایتالیا و سوئیس در شرق را مشخص کرده است.
بیشتر فرانسه آب و هوایی معتدل دارد, گرچه رشته کوههای آلپ همیشه پر برف هستند و مشهورترین اسکی بازان جهان به آنجا میآیند. مرز جنوب شرقی فرانسه دریای مدیترانه است. به این حاشیه ساحلی ریوریا (Riviera) گفته میشود. آب و هوای گرم و خشک و مناظر زیبا، این خطه را به ییلاق زمستانی مشهوری تبدیل کرده است.
شراب و پنیر
فرانسه یکی از بزرگترین تولید کنندگان شراب است. شهرها و مناطقی مانند بوردو (Bordeaux)، بورگاندی (Burgundy) و شامپاین (Champagne) از مهمترین نواحی پرورش انگور فرانسه هستند، که مشروباتی به نام خود تولید میکنند.
فرانسه همچنین بهترین تولید کننده پنیر دنیا است. کاممبرت (Camembert)، شوره (chèvre از شیر بز) و روکفورت (Roquefort) از جمله این پنیرها هستند.
کشور زنده
سه چهارم مردم فرانسه شهرنشین هستند. بنادری مثل مارسی (Marseille)، و شهرهای صنعتی مثل لیون (Lyon) و پاریس(Paris) از شهرهای معروف فرانسه هستند. حدود 10 میلیون نفر در روستاهای اطراف این شهرهای زنده و دوست داشتنی زندگی میکنند.
پاریس از دیرباز محل جذب هنرمندان بوده است. یک حرکت بزرگ هنری موسوم به امپرسیونیسم (impressionism) در اینجا شکل گرفته است.
لوور (Louvre) شناخته شده ترین موزه فرانسه، در پاریس است که مشهورترین تابلو جهان یعنی مونالیزا (Mona Lisa) اثر لئوناردو داوینچی (Leonardo da Vinci) در آن قرار دارد.
توریستها پاریس را بخاطر شب زنده داری، رستورانها و کافه های کنار پیاده رو دوست دارند و همیشه جمعیتی زیاد مشتاق دیدن بناهایی مانند نوتردام (Notre Dame)، کلیسای بزرگی با 700 سال قدمت و برج ایفل (Eiffel)، نماد شهر پاریس با نزدیک به 300 متر ارتفاع هستند.

تولد فرانسه
پاریس بیش از 2000 سال پیش بوجود آمد و تا سال 800 بعد از میلاد، شهر کوچکی بود. در آنزمان فرانسه قسمت غربی از امپراتوری بزرگی بود که قبیله فرانکها (Frank) آن را ساخته بودند. بزرگترین پادشاه فرانسه شارلمانی (چارلز بزرگ - Charlemagne) بود که بین سالهای 768 تا 814 فرمانروایی میکرد. بعد از مرگ او سه پسر بزرگش امپراتوری را تقسیم کردند و قسمت غربی نهایتا فرانسه نام گرفت.
برای چهار قرن، پادشاهان فرانسه قدرتهای کوچکی بودند. طی یک نبرد با انگلستان به نام جنگ صد ساله که از 1337 تا 1453 طول کشید، فرانسه متحد شد و بعد از جنگ پادشاهی فرانسه رشد کرد. اوج این قدرت در سالهای 1643 تا 1715، زمان فرمانروایی لوئی چهاردهم (Louis XIV) بود که به شاه خورشید معروف بود، زیرا او خورشید را به عنوان سمبل خود انتخاب کرده بود. او بناهای عظیم سلطنتی در ورسای (Versailles)، کمی خارج از پاریس را ساخت و باعث شد که بیشتر اروپاییها به پاریس به عنوان مرکز فرهنگ، هنر و تفریح نگاه کنند.
انقلاب فرانسه
این پایان کار نبود. شاه و اعضای بارگاهش، با جلال و شکوه و زرق و برق فراوان زندگی میکردند در حالیکه مردم فرانسه بشدت فقیر بودند. آنها شکوه جلال شاه را دور ریختند و به دنبال آزادی و برابری دست به شورش و انقلاب زدند که در سال 17۸9 به نتیجه رسید.
بعد از انقلاب یک رهبر نظامی به نام ناپلئون (Napoleon) قدرت را در دست گرفت و ارتش فرانسه را برای فتح اروپا بسیج کرد، اما بریتانیا و روسیه با هم متحد شدند و او را شکست دادند.

فرانسه امروز
فرانسه همچنان قوی و زنده باقی ماند. این کشور یکی از مهمترین کشورهای سازمان ملل است و در اتحادیه اروپا قدرت برجسته ای دارد. توریستها از دیدن پاریس و مکانهای دیگر فرانسه خسته نمیشوند و همه ساله مردم بیشتری برای بازدید و زندگی به فرانسه میروند.
---------------------------------------بناهاي معروف فرانسه
1- طاق نصرت (Arc de Triomphe)
یک از قابل توجه ترین نشانه های پاریس طاق بزرگ پیروزی است. این قوس سنگی بزرگ 50 متری در انتهای غربی بلوار معروف شانزه لیزه (Avenue des Champs Élysées) پاریس، واقع شده است. ساخت این طاق در سال 1806 توسط ناپلئون، جهت جشن پیروزیهایش، آغاز شد و 30 سال بعد به اتمام رسید. روی آن نام 386 ژنرال و 96 پیروزی وی نوشته شده است.
2- کلیسای نوتردام (Notre-Dame)
آب، نمای این کلیسای جامع را منعکس میکند و ابرهای طوفانی روی برجهای تاریخی و دروازه های نوتردام جمع شده اند. ساختمان این کلیسای جامع مشهور گوتیک در سال 1163 شروع شد و تا قرن بعد طول کشید. گرچه درطی انقلاب فرانسه به شدت تخریب شد اما نمای بازسازی شده آن اکنون در مرکز تاریخی پاریس است.

3- برج ایفل (Tour Eiffel)
یک برج آسمان خراش 320 متری!... برج آهنی مشبک ایفل با نام پاریس ادغام شده است. این برج توسط آلکساندر- گوستاو ایفل (Alexandre-Gustave Eiffel) در جشن سده سال 1889 ساخته شد که نمایی دیدنی به این شهر نور داده است.

4- قلعه زیبای خفته (Château d'Usse)
قلعه های زیبای زیادی در کنار رود لوئیر (Val de Loire) وجود دارند که هر کدام نشانگر مقاطعی از تاریخ فرانسه هستند. قلعه اوس (Château d'Usse) ساختمان با ابهتی در ناحیه ایندر (Indre) فرانسه است که جایگاه بخصوصی در فرهنگ فرانسه دارد. الهامات این قلعه باعث نوشته شدن افسانه معروف «زیبای خفته» توسط Charles Perrault گردید.

5- کاخ پاپی مربوط به قرون وسطی (Palais des Papes)
به طور استراتژیکی در کنار رود رون (Rhône) واقع شده است. شهر آوینیون (Avignon) تاریخ برجسته ای دارد. گرچه تاریخ آن به ماقبل امپراطوری رم میرسد، اما پیشرفت عمده آن مربوط به قرن چهاردهم است، که برای 70 سال مقر پاپها بود.
Palais des Papes یا محل پاپها، میراث آن دوران است. این یکی از بزرگترین قلعه های مستحکمی است که هنوز سالم باقیمانده و نمونه خوبی است از معماری نظامی در قرن 14. آوینیون حالا مرکز ناحیه Département de Vaucluse است که محل برگزاری فستیوال تابستانی تئاتر و رقصی است که در خیابانها نیز انجام میشود.
7- قلعه شامبور (Château de Chambord )
این قلعه در سال 1915 توسط فرانسیس اول (François I) دایر شد. قلعه شامبور قلعه بزرگی در ناحیه Val de Loire است که پارک بزرگ آن امروزه منطقه شکاری است. پله های مارپیچ، تراسها و سقفهای مزین 440 اتاق این قلعه بسیار معروف است.
8- کاخ ورسای (Château de Versailles)
ورسای در 16 کیلومتری جنوب پاریس واقع شده و در اطراف کاخ سلطنتی ورسای شکل گرفته است. این کاخ در اصل مقر شکارگاه لوئی سیزدهم (Louis XIII) بوده که در سال 1623 ساخته شد. لوئی چهاردهم یا پادشاه خورشید، این مقر را به محلی تماشایی با 1300 اتاق و 100 هکتار فضای سبز و جنگل مبدل کرد.

9- تئاتر بزرگ (Grand Théâtre )
این تئاتر نئوکلاسیک، بین سالهای 1773 تا 1780 توسط معماری به نام ویکتور لوئیس (Victor Louis) روی بقایای معبد باستانی رومی، که اکنون در Bordeaux قرار دارد، ساخته شد. مجسمه های بالای ستونها به Place de la Comédie نگاه میکنند.

10- هرم شیشه ای پی (I. M. Pei)
هرم شیشه ای جلوی موزه لوور (Louvre) در سال 1983 توسط فرانس میتران (François Mitterrand)، به عنوان قسمتی از پروژه مدرنیزه کردن موزه مشهور پاریس دایر شد. این بنای خوش نما توسط یک معمار چینی – آمریکائی به نام آی. ام. پی طراحی شد. فضای زیر هرم اکنون ورودی رسمی موزه است.
11- کلیسای جامع شارتر (Chartres Cathedral )
حکاکی و سنگ تراشیهای دروازه جنوبی کلیسای جامع شهر شارتر در شمال غربی فرانسه، آخرین محاکمه عیسی مسیح را نشان میدهد.
این کلیسای سبک گوتیک قرن سیزدهمی، بخاطر شیشه های منقوش پنجره هایش و کلکسیون استثنایی بیش از 4000 عدد مجسمه سنگی مشهور است.
- ساختمانهای سلطنتی نمکی (Salines Royales Buildings )
در فرانسه شرقی ساختمانهای سلطنتی نمکی d'Arc-et-Senans نشاندهنده کار خیالپردازانه کلود- نیکلاس (Claude-Nicolas Ledoux)، معمار قرن 18 هستند که میخواست شهر ایده الی در دایره هایی هم مرکز به دور یک کارخانه تولیدی نمک بسازد. هر چند پروژه متوقف شد، زیرا متوجه شدند که تولید نمک در آنجا توجیه اقتصادی ندارد.
کلیسای پرابهت نوتردام (Cathédrale Notre-Dame) در شهر آمیان (Amiens) بین سالهای 1220 تا 1270 ساخته شده است. این کلیسا با ارتفاعی به بلندی 145 متر و 70 متر طول، بزرگترین کلیسای جامع فرانسه است.
این کلیسا نهایت معماری گوتیک است و بخاطر سبک یک پارچه اش معروف است. بیرون و درون کلیسا و اتاقها، با مجسمه های برجسته زیادی مزین شده است.
در عکس فوق صحن کلیسا نشان داده شده، که تاق آن، روی 126 ستون، در ارتفاع 43 متری قرار گرفته است.
-----------------------------------------------------------پاريس
پاریس پایتخت فرانسه است و به خاطر زیبایش به آن لقب عروس شهرها یا شهر روشنائیها را داده اند. مکانی برای لذت بردن از غذاهای خوب، هنرهای عالی و بناهای باشکوه. همچنین مکانیست برای نشستن و لذت بردن از زندگی در کافه های کنار خیابان.
برای صدها سال، هنرمندان و نویسندگان پاریس را ستوده اند و بسیاری از آنها برای زندگی به آنجا مهاجرت کرده اند. جهانگردان این شهر را میپسندند. پاریس مرکز مد و سلیقه است، همچنین مرکز صنعت، تجارت و بازرگانی فرانسه.
برج ایفل
برج ایفل شناخته شده ترین سمبل پاریس است که برای نمایشگاه بین المللی سال 1889، که یادمان صدمین سالگرد انقلاب فرانسه بود، ساخته شد.
ارتفاع این برج حدود 300 متر است و آسانسورها بازدیدکنندگان را به بالای برج میبرند. نام این برج از نام سازنده آن گوستاو ایفل (Gustave Eiffel) گرفته شده و در زمان خود بلند ترین بنای جهان محسوب میشد.
شهری روی رود سن
رود سن (Seine)
رود سن (Seine) از مرکز این شهر میگذرد و آن را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم میکند. بیشتر مشاغل و فروشگاههای بزرگ در قسمت شمالی و دانشگاهها و ساختمانهای دولتی در نیمه جنوبی قرار دارند.
دانشگاه سوربون (Sorbonne) در محله کارتیه لاتن
دانشگاههای پاریس در منطقه ای به نام کارتیه لاتن (Quartier Latin) قرار دارند. دانشجویانیکه اغلب لاتین صحبت میکنن، این نام را به این منطقه داده اند.
قدیمی ترین نقطه پاریس ایل دلا سیته (Île de la Cité - جزیره شهر) جزیره ای میان رود سن میباشد. کلیسای جامع نوتردام (Notre Dame) روی این جزیره قرار دارد که ساخت آن از سال 1163 شروع شد.
مکانهای دیدنی زیادی در پاریس وجود دارد. مثلا شما میتوانید در شانزه لیزه (Champs-Élysées) قدم بزنید. این خیابان بلواری سه لاین، یکی از معروفترین خیابانهای دنیاست.
Arc de Triomphe
در انتهای شانزه لیزه، طاق نصرت (Arc de Triomphe) واقع شده. این بنای یادبود به مناسبت پیروزیهای ناپلئون اول (Napoleon I) امپراتور فرانسه ساخته شده است. در انتهای دیگر این خیابان نیز میدان کنکورد (Place de la Concorde) با فواره های و مجسمه های بلندش قرار گرفته 
است.

است.
موزه لوور (Louvre)
لوور (Louvre) مکانی قدیمی در مرکز پاریس، یکی از موزه های بزرگ جهان است. تابلوی مونالیزا (Mona Lisa) اثر مشهور لئوناردو داوینچی (Leonardo da Vinci) در این موزه نگهداری میشود.
اگر به تابلوهای هنرمندان سبک امپرسیونیسم (impressionists) فرانسوی ، علاقمندید، بازدید از موزه اورسی (Musée d’Orsay) را از دست ندهید. این موزه قبلا ایستگاه راه اهن بوده است.
هنگام خستگی میتوانید در پارکهای دلپذیر پاریس استراحت کنید. بوستانهای توئیلری (Tuilerie) در شمال رود سن و باغهای لوگزامبورگ (Luxembourg) در جنوب رود سن قرار دارند.

-------------------------------------------
مارسي
Marseille
مارسی شهری در جنوب فرانسه، مرکز ناحیه Bouches-du-Rhône، واقع در خلیج لیون (Lion) از دریای مدیترانه. دومین شهر بزرگ فرانسه پس از پاریس. این شهر بندری بزرگ و قطب مهم تجارت و صنعت است. شهر توسط کانالی به رود Rhône متصل شده و با امکانات حمل ونقل هوایی و راه آهن پهناوری تجهیز شده است. بندر بزرگ نفت خام که عمدتا در سال 1970 توسعه پیداکرد.
تصویری از شهر مارسی که کلیسای نوتردام در بالای آن دیده میشود
گذشته از آهن و فولاد، مواد شیمیایی، محصولات پلاستیک و فلزی، کشتی، نفت خام تصفیه شده و صابون از عمده تولیدات این شهر است.
در جلوی خلیج جزایر زیادی وجود دارد، از جمله جزیره ایف (If)، محل قلعه قرن شانزدهمی شاتدیف (Château d'If) که در کتاب معروف کنت مونت کریستو (Count of Monte Cristo-1844) نوشته آلکساندر دومای پدر (Alexandre Dumas père) شرح داده شده است.
مجسمه زراندود شده مریم مقدس روی کلیسای نوتردام
استحکامات چندی، بندر را محافظت میکند و روی نوار باریک بلندی در غرب خلیج، کلیسای قرن نوزدهمی نوتردام (Notre Dame de la Garde) با مجسمه زراندود شده مریم مقدس، قرار گرفته است.
امتداد خیابان عریضی به نام Canebière، مرکز اصلی خرید شهر است
مارسی اگرچه باستانی ترین شهر فرانسه است، اما آثار باستانی اندکی دارد. در اواخر دهه 1960 حفاری باستانشناسان، استحکامات نظامی یونانیان آشکار کرد و بخشی از کلیسای جامع قرن وسطیLa Major نیز هنوز باقی است.
کلیسای سنت ویکتور
در دخمه های قرن یازدهمی که کلیسای سنت ویکتور (Saint Victor)، در قرن 13 روی آن ساخته شده، تصویری وجود دارد که گفته میشود سنت لوک (St. Luke) آن را کشیده است.
دانشگاههای Aix-Marseille یکم و دوم، و موزه های باستانشناسی، کشتیرانی و هنرهای زیبا، از جمله امکانات آموزشی و فرهنگی شهر است.

----------------------------------
ليون
Lyon
لیون شهری است در شرق مرکز فرانسه، مرکز ناحیه Rhône، محل تلاقی رودخانه های قابل کشتیرانی Rhône و Saône. بعد از پاریس و مارسی، لیون سومین شهر بزرگ فرانسه است و از نظر اقتصادی بعد از پاریس در رتبه دوم اهمیت است.
تولید کنندگان بزرگ ماشین آلات، وسایل موتوری، تجهیزات الکتریکی، شیمیایی، پارچه بافی در این شهر هستند بعلاوه پالایشگاههای بزرگ نفتی، نزدیک سن فون (Saint-Fons) و فیزن (Feyzin).
نمایی از ساختمانهای برافراشته در کنار رود سائون (Saône) که رونق شهری را نشان میدهند که سابقه آن به دوران رنسانس بازمیگردد. پارچه های ابریشمی لیون از قرن 14 معروف بوده اند.
دانشگاه لیون (1808) شامل سه دانشکده مجزاست:
دانشگاه کلود برنار (Claude-Bernard) یا لیون اول (1970)، دانشگاه لیون دوم، و دانشگاه ژان مولن (Jean Moulin) یا لیون سوم.
کلیسای جامع Saint Jean)
از نقاط قابل توجه و دیدنی لیون میتوان به دو آمفی تئاتر رومی، کلیسای جامع قرن دوازدهمی سن ژان (Saint Jean)، خیابانهای باریک و کاخهای بزرگ رنسانسی لیون قدیم در شرق رود Rhône، موزه تاریخی تیسو (Musée Historique des Tissus) که بزرگترین کلکسیون پارچه جهان است و موزه هنرهای معاصر که در سال 1995 افتتاح شد و توسط رنتزو پیانو معمار ایتالیایی طراحی شده، اشاره کرد.
شهر شامل قدیمیترین بورس سهام و رستورانهای قابل توجه است. Paul Bocuse یکی از سرآشپزان معروف کشور، موسسه فعالی در حومه شهر دارد.

موزه تاریخی Musée Historique des Tissus
لیون همچنین جایگاه نمایشگاههای سالیانه است. متروی این شهر در سال 1978 راه اندازی شده و در سال 1981 اولین شهر فرانسه بود که به خط قطارهای سریع السیر پاریس که TGV (Train à Grande Vitesse) نامیده میشوند، متصل شد.
------------------------------------------------
ازدواج و خانواده
یه مراسم معمولی بدون تشریفات مذهبی تو دادگاه قانونی به حساب میاد، اما اغلب مردم مراسم مذهبی رو هم انجام میدن. البته این روزا افرادی که قبل از ازدواج یا به جای ازدواج همینطوری باهم زندگی میکنن رو به افزایش هستند
.
روابط خانوادگی و وفاداری زن و شوهر کم و بیش پابرجاست، اما خانواده ها هر روز کوچیکتر میشن. اغلب خانواده ها کمتر از دوتا بچه دارن و بیشتر بچه ها وقتی مدرسه رو تموم میکنن خانوادشون ترک میکنن و خانواده های زیادی هم هستن که ترجیح میدن اصلا بچه ای نداشته باشن
.
غذا و غذا خوردن
فرانسویها به آشپزی به عنوان یه هنر نگاه میکنن و دستپخت فرانسوی تو اغلب دنیا رایجه. اولین کتابای آشپزی فرانسه به قرون وسطی برمیگرده
.
شرابای فرانسوی هم تو دنیا مشهورن و تو زمینه آشپزی آداب و رسوم منطقه ای زیاده و به شدت رعایت میشه. انواع مختلفی از آشپزی وجود داره، از غذاهای ساده گرفته تا غذاها و سسهای پیچیده و گرون قیمت.
آشپزی نوین (Nouvelle cuisine) که تو دهه 1970پدید اومد، واکنشی بود به سنگینی این نوع سبک آشپزی. امروزه درحالیکه استفاده از غذاهای پیچیده و گرون خیلی کمتر شده، غذاها کوچیکتر و هنری تر شدند
.
فرانسویها اغلب یه صبحونه سبک میخورن (petit déjeuner) که ممکن شامل نون و قهوه یا هات شکلات باشه. ناهار (déjeuner) قبلا غذای اصلی بود اما امروزه مردم مخصوصا تو مناطق شهری یه ناهار سبک میخورن و غذای اصلیشونو سر شب میخورن. تو پاریس ناهار معمولا طرفای یک ظهر و شام (dîner) نه شب یا دیرتر صرف میشه، اما تو نواحی دیگه زودتر شامو میخورن.
تفریحی خوردن غذا تو فرانسه مهمه. شام و ناهارهای رسمی ممکنه بیشتر از دوساعت طول بکشه. اونا شامل یه پیش غذا، یه غذای اصلی از ماهی یا گوشت همراه با سبزی، سالاد، پنیر و میوه هستند که با دسر و قهوه تموم میشه.
فرانسویها در مقابل فست فودها مقاومت زیادی کردن با اینحال زیاد موفق نبودن و الان رستورانهای همبرگر زیادی تو سرتاسر کشور وجود داره. تو کافه ها همبرگرهای سرخ کرده با پنیر (crôque monsieur) به صورت ساندویچ و یه سینی از سبزیجات سالادی یا گوشت سرد (charcuterie) تحویل مشتریا میدن. از قنادیها (Pâtisseries ( میتونید شیرینی جات و از نون فانتزی فروشیها (crêperies) چیزایی مثل نون قندی (crêpes) بخرید.
فرانسویها بیشتر از همسایه های اورپاییشون تو شمال به رستوران میرن. تقریبا تو همه رستورانا یه منو شامل چند بسته غذایی آماده واسه یه وعده با قیمت ثابت وجود داره، که اغلب فرانسویها به طور معمول اونا رو انتخاب مبکنن اما در عین حال شما میتونید به سلیقه خودتون چیزای مجزا رو از تو منو انتخاب کنید
.

برخوردهای اجتماعی
دست دادن موقع دیدن و خداحافظی معموله. اگه دست دادن بیش از حد محکم باشه یا خیلی تکون بدید، بی ادبی به حساب میاد. دوستا و آشناهای فرانسوی چه مرد چه زن همدیگه رو بوس میکنن. در حقیقت اونا فقط هر دو طرف گونه ها شونوبه هم میچسبونن و تو هوا بوس میکنن که ممکنه تا چهار بار هم ادامه پیدا کنه.
روز بخیر (Bonjour)، چطوری؟ (Comment allez-vous?) یا به حالت رسمی (Ça va?) از جمله های رایج این مواقعه که با اسم یا عنوان شغلی طرف ترکیب میشه و قبل از هر صحبت یا سوالی گفته میشه.
موقع خداحافظی میگن تا دیدار بعد (Au revoir) یا خودمونی تر بزودی میبینمت (À bientôt).
دوستان نزدیک همدیگه رو با اسم کوچیک صدا میزنن اما تو مواقع دیگه استفاده از عناوین شغلی مهم و مرسومه. و قبل از این عناوین هم اغلب آقای (Monsieur)، خانم (Madame) و یا دوشیزه (Mademoiselle) گفته میشه.
رستورانای محلی مرکز ملاقاتها و زندگی اجتماعیه اما بیشتر مردم ترجیح میدن شبا رو تو خونه خودشون سر کنن و همیشه چشم به راه تعطیلات آخر هفته ان. تو دید و بازدید خیلی رسمی اند و اغلب بدون اطلاع قبلی خونه هم نمیرن. 15 تا 20 دقیقه دیر رفتن معمولیه اما بیشتر از اون بی احترامی به حساب میاد و واسه صاحبخونه اغلب یه بطری مشروب یا یه هدیه کوچیک میبرن.
صاحبخونه های فرانسوی احساس میکنن که اونا باید پاسخگو و مسئول سرگرمی، راهنمایی و سازماندهی و چیدمان مراسم باشن و رهبری گفتگوها رو دست بگیرن و غیره. از مهمونا انتظار میره که به میزبان احترام بذارن. بجز وقتی که اونا خیلی رفیق باشن، انتظار نمیره که مهمونا زیادی از خودشون پذیرایی کنن و به قولی به خودشون برسن.همچنین مهمه که از غذا و مشروبات تعریف کنن، چون آشپزی خوب موضوعیه که باعث غرور و افتخار هر خونه فرانسویه.
سرگرمیها
فوتبال و راگبی از ورزشهای مورد علاقه فرانسویهاست و مسابقه سالیانه Tour de France مشتاقانه دنبال میشه. تقریبا دو میلیون نفر تو باشگاههای آماتوری فوتبال عضویت دارن و همکاری تو ورزشهایی مثل ماهیگیری، تنیس، پیاده روی، اسکی بازی، و قایق سواری خیلی معموله. شکار در کنار اسب سواری و گلف کم و بیش رایجه.
بولینگ فرانسوی (Pétanque یا boule )هم هنوز زیاد بازی میشه مخصوصا سمت جنوب کشور یعنی جائیکه این ورزش اختراع شده. شرطبندی تو مسابقات اسب دوانی خیلی معموله. مسابقات گاو بازی فقط محدود به جنوبه مخصوصا تو نواحی Languedoc و Roussillon و شهر Basque
فستیوالهای تابستانی موسیقی تو تمام فرانسه برگزار میشه و طرفدارای این کنسرتها و تئاتر و اپرا هر روز بیشتر میشه. تئاتر به دلیل سوبسیتهای دولتی اغلب موفقه اما سینما رایج تره و از موزه ها هم پشتیبانی زیادی میشه.
تعطیلات و جشنها
سال نو فرانسه اول ژانویه اس. جشن ظهور عیسی (ع) که بهش روز پادشاهان (Le Jour des Rois) میگن 6 ژانویه اس. تو این روز مراسمی به اسم کیک پادشاهان (galette des rois) برگذار میشه که تو اون علامت و سمبلی رو تو کیک پنهان کردن. هرکی تو کیکش اون نشون رو پیدا کنه تا شب لقب پادشاه یا ملکه رو میگیره
.
یکشنبه عید پاک همراه با دوشنبه اش تعطیله. اول ماه می روز کارگره و روز می. تو روز می دسته گلهای زنبق تو خیابونا فروخته میشه. میگن هرکی این گلها رو بگیره و آرزویی بکنه به آرزوش میرسه
.
VE روز پیروزی اروپا (Victory in Europe)، هشتم می، روز تسلیم بی قید و شرط آلمان تو سال 1945هست.
روز معراج حضرت عیسی (ع) 40 روز و عید گلریزان یا عید نزول روح القدس بر عیسی (ع) هم 50 روز بعد از عید پاکه و روز بعد از عید گلریزان تعطیل عمومیه.
شاید بهترین جشن فرانسه روز باستیل باشه که روز ملی فرانسه (La Fête Nationale) تو 14 ژوئیه اس. باستیل (Bastille) اسم زندان سلطنتی پاریس بود که تو 14ژوئیه 1789 که پیروزی انقلاب کبیر فرانسه بود مردم بهش حمله کردن. حالا تو این روز مردم شب و روز تو خیابونا آتیش بازی میکنن و میرقصن و سربازا رژه میرن
.
جشن صعود مريم به بهشت 15 آگوسته. روز اول نوامبر هم روز همه قدیسین (La Toussaint) هست و 11 نوامبر هم روز متارکه جنگ جهانی اول در سال 1918 هست. کریسمس هم 25 دسامبر جشن گرفته میشه.
بیشتر کارگرا 5 هفته در سال تعطیلی دارن و بعضیاشون هم بیشتر از چهار هفته تو تابستون. تو ماه آگوست اغلب کارخونه ها و بعضی از رستورانای فرانسه بسته اس. بیشتر فرانسویا تعطیلات تو کشور خودشون هست و واسه تفریح به پیک نیک و اردو میرن. تعدای زیادی امروز به دشتهای دور میرن. چندین میلیون نفر زمستونا به اسکی میرن و اغلبشون تو کوههای آلپ فرانسه میمونن.
او دختری ساده روستائی بود که خواندن و نوشتن نمیدانست. با اینحال ژاندارک فرانسه را متحد کرد و به آزادی کشورش از دست انگلستان کمک کرد. امروزه از او به عنوان یکی از بزرگترین قهرمانان زن تاریخ نام برده میشود.
صداهایی از بهشت
ژاندارک در سال 1412 در دومقمی (Domrémy) فرانسه متولد شد. والدینش کشاورز بودند. وقتی 13 ساله بود، صداهایی عجیب و شیرین میشنید. او فکر میکرد قدیسین او را از بهشت صدا میزنند.
ژان باور داشت که صداها به او میگویند که فرانسه را نجات دهد. در آنزمان انگلیس و فرانسه درگیر جنگ صد ساله (1337-1453) بودند. در سال 1429 که 17 ساله شده بود به دیدن شارل (Charles) پادشاه آینده فرانسه رفت.

ژان پادشاه را میبیند
شارل احساس ناامیدی میکرد. او جنگ را باخته بود. تمام فرانسه او را به عنوان پادشاه نپذیرفته بودند. او میترسید هیچگاه نتواند پادشاه کل فرانسه باشد. بنابراین به حرفهای ژان گوش کرد. او فکر کرد که ژان میتواند به او کمک کند. صداهای بهشتی که او میشنید ممکن بود الهام بخش سربازانش باشد. آنها ممکن بود فکر کنند که خدا با آنهاست. او زرهی به ژان پوشاند و پرچمی سفید به دستش داد تا در جنگ شرکت کند.

ژان ارتش را به پیروزی میرساند
Charles VII
ژان ارتش را به اوقلیان (Orléans) که انگلستان تقریبا اشغالش کرده بود، هدایت کرد. نیروهای او انگلیس را شکست دادند. بخاطر این پیروزی به او لقب بانوی اوقلیان (La Pucelle d'Orléans) دادند. کمی پس از آن پادشاه به عنوان شارل هفتم تاجگذاری کرد و ژان مقامی ارجمند نزد وی یافت.
دستگیری، محاکه و مرگ ژان
سال بعد ژان ارتش دیگری را رهبری کرد. اما توسط انگلیسیها دستگیر شد. انگلیسیها فکر میکردند ژان شیطان است. آنها گفتند که صداهایی که او میشنود و لباس جنگی که او میپوشد همه علامت شیطان است و از کلیسای کاتولیک خواستند او را به عنوان جادوگر محاکمه کند!
کلیسا ژان را گناهکار شناخت و او را به مرگ محکوم کرد. ژان تقاضای بخشش کرد و در عوض او را به زندان فرستادند.
در زندان او دوباره لباس سربازان را پوشید و انگلیس او را به انجام دادن کارهای سابقش متهم کرد تا اینکه در سال 1431 او به تیر چوبی بستند و زنده زنده در آتش
سوزاندند.

سوزاندند.
سن ژان
سال 1456 وقتی جنگ به پایان رسید، کلیسای کاتولیک اعلان کرد که ژان بیگناه بوده است و در سال 1920 او را به عنوان قدیس شناخت.
همه ساله مردم شهر اوقلیان (Orléans) با برگزاری جشنی به نام Fêtes johanniques روز آزادی شهرشان از دست انگلیس را توسط ژان دارک جشن میگیرند.
----------------------------------------------------------
گورستان قربانیان جنگ جهانی اول در فرانسه
10 میلیون کشته و بیش از 20 میلیون زخمی و معلول
ده میلیون نفر از 32 کشور در طی جنگ 1914- 1918 کشته شدند. جنگی که جنگ بزرگ نامیده شد و ما آن را به نام جنگ جهانی اول میشناسیم.
در ابتدای جنگ متفقین عبارت بودند از بریتانیا، فرانسه و روسیه. آلمان، اطریش-مجارستان قدرتهای مرکزی بودند. کشورهای دیگر بعدها به هر طرف پیوستند. آمریکا در سال 1917 به نفع متفقین وارد جنگ شد.
چرا جنگ شد
برای 100 سال، ملل اروپا سعی میکردند از جنگ باهم پرهیز کنند. به هیچ کشوری اجازه داده نمیشد بیش از حد قوی شود. در غیر این صورت بقیه علیه او متحد میشدند.
ویلیام دوم، قیصر (kaiser)، امپراطور آلمان
ویلیام دوم، قیصر (kaiser)، امپراطور آلمان، ارتش، ناوگان دریایی و صنعت خود را تقویت کرد. آلمان شروع به تصرف سرزمینهایی در آفریقا و اقیانوس آرام کرد و آنها را به مستعمره خود درآورد. این حرکات ملل دیگر، علی الخصوص فرانسه، بریتانیا و روسیه را نگران کرد. فرانسه و بریتانیا مستعمرات خود را داشتند و توافق کردند که در صورت آغاز جنگ پشتیبان همدیگر باشند.
اطریش-مجارستان از آلمان حمایت میکردند. امپراطوری آنان به کشورهای زیادی در شرق و جنوب اروپا فرمانروایی میکرد. بسیاری از آنان میخواستند از اطریش-مجارستان جدا شوند.
قتل فرانسیس فردیناند و همسرش آغازگر جنگ جهانی اول
ملیتی که برای استقلال، دیگران را تحریک کرد صربستان بود. در 28 ژوئن 1914، یک میهن پرست صربی فرانسیس فردیناند (Francis Ferdinand)، وارث تخت اطریش-مجارستان را به قتل رساند.

آگوست 1914
هیچکس فکر نمیکرد قتل فرانسیس فردیناند آغاز کننده جنگ باشد. اما این یک عکس العمل زنجیره ای را پدید آورد. اطریش-مجارستان به سمت متلاشی کردن صربستان حرکت کرد. روسیه برای حمایت صربستان ارتش خود را بسیج کرد و آلمان نیز سربازان خود را بر علیه قوای روسیه اعزام کرد. آلمان همچنین سربازانش را در مرز فرانسه جمع کرد. و فرانسه نیز آماده مقاومت در برابر آلمان شد.
جنگ در 4 آگوست 1914 شروع شد. آلمان به بلژیک حمله کرد که باعث وارد شدن بریتانیا در جنگ شد. آلمانها به فرانسه فشار آوردند. آنها فکر یک پیروزی سریع را در سر داشتند اما نیروهای فرانسه و بریتانیا آنها را متوقف کردند.
بن بست در استحکامات
در پایان سال 1914 جنگ به بن بست رسید. ارتشها خندقهایی حفر کردند که به صدها کیلومتر میرسید. سربازان در این سنگرهای زمینی زندگی میکردند.
نیروهای فرانسوی در سال 1916 که برای یک بازرسی به خط شده اند
وقتی آنان برای حمله از شکافها بیرون میامدند، مسلسلها آنها را نقش زمین میکرد و گاهی اوقات گازهای سمی نیز استفاده میشد. برای سه سال این نبردهای خونین بین خطوط ادامه یافت بی آنکه هیچ طرف سودی ببرد.
استحکامات خندقی آلمانها
آلمان قویترین ارتش اروپا را داشت اما از یک سو در جبهه غربی با فرانسه میجنگید و از سوی دیگر در جبهه شرقی با روسیه.
امپراطوری عثمانی (ترکیه) به نفع قدرت مرکزی به میدان آمد و ایتالیا نیز به نفع متفقین. آلمان و سربازان متفقین در آسیا و آفریقا برای کنترل مستعمرات جنگیدند.
در خاورمیانه نیز بریتانیا قبایل عرب را سازماندهی کرد تا با عثمانیها بجنگند. آنها توسط تی. ائی. لورنس رهبری میشدند که به لورنس عربستان (Lawrence of Arabia) مشهور است.
لورنس عربستان
ژاپن در آسیا قدرت گرفته بود و به متفقین پیوست. ژاپن جزایر تحت کنترل آلمان در اقیانوس آرام را اشغال کرد.

جزر و مد قدرتها
در سال 1917 انقلاب روسیه دولت کمونیست را به قدرت رساند که با قدرتهای مرکزی صلح کرد. آلمانها حالا تنها در یک جبهه میجنگیدند اما باز توفیقی نیافتند زیرا آمریکا نیز وارد جنگ شد.
بیشتر آمریکائیها طرف هیچکدام از نیروهای اروپائی نبودند، با اینحال دولت آمریکا ناوگانش را به طرفداری از متفقین ارسال کرد. زیردریائیهای آلمانی، کشتیهای آمریکایی را غرق کردند تا اینکه در آوریل 1917 مجلس آمریکا رسما به نیروهای مرکزی اعلان جنگ داد.
تا سال 1918 نیروهای آمریکائی زیادی به اروپا نرسیده بود. بعد از آن سریعا وضعیت عوض شد. در ماه جولای آمریکائیها همراه با متفقین حمله بزرگی انجام دادند و در پایان تابستان قدرتهای مرکز متفرق شدند. در یازده نوامبر 1918 تفنگها خاموش شد و جنگ به پایان رسید.
پس از جنگ
جنگ باعث ویرانی و مرگ و میر وحشتناکی در اروپا شده بود. ویلسون (Woodrow Wilson) رئیس جمهور آمریکا، سعی کرد که طرح صلح منصفانه ای عرضه کند اما نه تنها متفقین بلکه آمریکائیها نیز آن را نپذیرفتند.
نقشه اروپا دوباره ترسیم شد. امپراطوری اطریش-مجارستان و عثمانی شکسته شد و آلمان برخی از سرزمینهایش را از دست داد و وادار شد که مبلغ زیادی بابت خسارات جنگ بپردازد. فرانسه و بریتانیا مستعمرات آلمان را به دست آوردند.
یک ژنرال فرانسوی گفت، این صلح نیست! این متارکه از جنگ، تنها 21 سال دوام آورد. در سال 1939 جنگ جهانی دوم آغاز شد
.

----------------------------
در سال 1945 جنگ جهانی دوم به پایان رسید. این وحشتناکترین جنگ تاریخ بود. بیشتر اروپا و آسیا ویران شد. تقریبا 55 میلیون نفر در عرض شش سال کشته شدند. بیش از نیمی از آنان غیر نظامی بودند!
جنگ جهانی دوم در سال 1939 شروع شد، زمانی که آلمان لهستان را اشغال کرد و بعد از آن بریتانیا و فرانسه به آلمان اعلان جنگ کردند. آمریکا در سال 1941 وارد جنگ شد، سپس ژاپن یک پایگاه نیرو دریائی آمریکا در هاوائی را بمباران کرد.
قبرستان سربازان آمریکایی در فرانسه
یک صلح قهرآمیز
جنگ جهانی اول به شروع جنگ جهانی دوم کمک کرد. جنگ جهانی اول با شکست آلمان به اتمام رسید که برای مردمش بسیار تلخ بود. آنها معتقد بودندد که غیر منصفانه مقصر جنگ شناخته شده اند. آنها وادار شده بودند بهای پیروزیهای بریتانیا و فرانسه را بپردازند و از بازسازی ارتش خود نیز منع شده بودند.
ژاپن نیز چنین وضعیتی داشت. آنها به شکست آلمان کمک کرده بودند و احساس میکردند که حق گسترش قدرت خود در آسیا را دارند اما بریتانیا و آمریکا جلوگیری میکردند.
طلوع دیکتاتورها
در آلمان، نازیها در سال 1933 به قدرت رسیدند. رهبر آنها آدلف هیتلر (Adolf Hitler) بود که یهودیان را مقصر مشکلات آلمان میدانست. نازیها طرفدار خشونت و جنگ بودند و دمکراسی را قبول نداشتند.
دولت ژاپن نیز تحت نفوذ ارتش و نیروی دریائی بود. در سال 1940 ژاپن با آلمان و ایتالیا هم پیمان شد. این سه کشور متحدین نامیده شدند که توسط دیکتاتورها اداره میشدند.
هیتلر و موسولینی
در سال 1930 ژاپن قسمتهایی از چین و دیگر کشورهای آسیایی را اشغال کرد. از آنجائی که کسی ژاپن را متوقف نکرد، ایتالیا و آلمان نیز تصمیم گرفتند سرزمینشان را وسعت بخشند. هیتلر بریتانیا و فرانسه را به مبارزه طلبید و ارتش آلمان را بازسازی کرد. کسی مانع او نشد. در اواخر دهه 1930 او اتریش و چکسلواکی را اشغال کرد و در اول سپتامبر 1939 به لهستان حمله کرد و جنگ جهانی دوم آغاز شد.
جنگ برق آسا
تانکها، هواپیماها، بمبها و ارتش چابک آلمان، چنان به سرعت بر لهستان غلبه کرد که به آن blitzkrieg (جنگ برق آسا) نام نهادند. در بهار 1940هیتلر به اروپای غربی حمله کرد و با این جنگ برق آسا، دانمارک، نروژ، بلژیک و هلند و فرانسه را اشغال کرد. هیتلر حالا ارباب اروپا بود.
سربازان اشغالگر آلمانی در فرانسه
بریتانیا آزاد مانده بود. هیتلر میخواست قبل از حمله به این کشور نیروی هوایی آن را نابود کند. طی سالهای 1940 و 1941، هواپیماهای آلمان، انگلستان را بمباران کردند. وینستون چرچیل (Winston Churchill) نخست وزیر انگلستان مردم را دعوت به مقاومت کرد. انگلستان سلاح مخفی داشت که هواپیماهای آلمان را هدف قرار میداد: رادار! آلمان هیچگاه به انگلیس حمله نکرد.
در 22 ژوئن 1941، ارتش آلمان به اتحاد شوروی حمله کرد و در ماه نوامبر آنها در 32 کیلومتری مسکو بودند.
جنگ در اقیانوس آرام
در آمریکا بیشتر مردم از هیتلر متنفر بودند اما در عین حال مایل به درگیری در یک جنگ خارجی نبودند. ژاپن امپراطوری خود در آسیا را گسترش میداد. آمریکا فروش نفت و فلز به ژاپن را متوقف کرد. رهبران ژاپن نقشه کشیدند که میادین نفتی جنوب آسیا را به دست آورند. آنها میدانستند این به معنی جنگ با آمریکاست، بنابراین ضربه اول را رها کردند.
در 7 دسامبر 1941 ژاپنیها پایگاه دریائی پرل هاربور (Pearl Harbor) در هاوائی را بمباران کردند و 21 کشتی را غرق کردند یا به آنها صدمات جدی وارد کردند. بنابراین آمریکا به گروه متفقین پیوست.
تغییر قدرت
گرچه ژاپن به آمریکا حمله کرده بود، اما روزولت (Franklin D. Roosevelt) رئیس جمهور آمریکا میدانست که آلمان قویترین دشمن است و قبل از همه باید شکست بخورد.
آلمان و ایتالیا کنترل شمال آفریقا را در دست داشتند. در سال 1942، سربازان آمریکائی در شمال آفریقا به نیروی متفقین پیوستند و در می 1943 ارتش متحدین پا به فرار گذاشت.
در جولای 1943، سربازان آمریکا، بریتانیا و کانادا، به ایتالیا حمله کردند و هواپیماهای آمریکائی و بریتانیایی از فرودگاههای انگلستان شروع به بمباران آلمان کردند. در نوامبر 1942، ارتش شوروی نیروهای آلمان را متوقف کرد و آنها را به عقب راند.
D-Day و بعد از آن
در سال 1944 هیتلر بیشتر نیروهایش را در مقابل شوروی استفاده کرده بود و در 6 ژوئن 1944 که D-Day (روز شروع عملیات) نامیده شده است، نیروهای متفقین در شمال فرانسه مستقر شدند. حالا آلمان مجبور بود در دوجبهه فرانسه و شوروی بجنگد.
در پایان سال 1944 متفقین پیشرو بودند. شوروی از شرق، آمریکا و بریتانیا از غرب و جنوب به آلمان فشار وارد میکردند.
در اقیانوس آرام نیز نیروهای آمریکائی ژاپنی ها را جزیره به جزیره به عقب میراندند. در اوایل سال 1945 شهرهای متحدین توسط هواپیماهای بریتانیا و آمریکا به شدت بمباران میشد.
پایان جنگ
در 7 می 1945، آلمان به محاصره درآمد در حالی که هیتلر یک هفته قبل خودکشی کرده بود. ژاپن هنوز مقاومت میکرد. آمریکا تقریبا تمام جزایر را به دست آورده بود و تصمیم داشت به خود ژاپن حمله کند.
در 6 اگوست 1945، آمریکا سلاح وحشتناکی را آزمایش کرد. یک بمب اتمی روی شهر هیروشیمای ژاپن انداخته شد و سه روز بعد نیز بمب دیگر روی شهر ناکازاکی. در 14 آگوست ژاپن تسلیم شد.
بعد از جنگ
جنگ جهانی دوم سبب ویرانی مهیبی شد. بیشتر آلمان و ژاپن ویران شده بود و بریتانیا و بسیاری از کشورهای دیگر صدمات وحشتناکی را متحمل شده بودند.
بیش از 11 میلیون نفر از ارتش و غیر نظامیان متحدین کشته شده بودند. آمار کشته شدگان متفقین چهار برابر بیشتر بود. تنها در شوری بیش از بیست میلیون نفر کشته شده بودند!
دنیا از اردوگاههای مرگ هیتلر شوکه شده بود. در این اردوگاهها 6 میلیون نفر کشته شده بودند که دو سوم آنها یهودیان اروپا بودند.
برای آلمان و ژاپن ارتشی باقی نمانده بود. همینطور برای بریتانیا و فرانسه. بنابراین آمریکا و شوروی ابر قدرتهای جهان شدند.
------------------------------------------------
مجسمه آزادي
از نیمه قرن بیستم، همه مجسمه آزادی رو به عنوان سمبل آمریکا میشناسن. زمانی که میلیونها مهاجر و توریست با کشتی به آمریکا میرن، مجسمه خانم بلندی که یه مشعل تو دستشه، از تو بندر نیویورک بهشون خوشامد میگه.
این مجسمه رو در حقیقت مردم فرانسه تو سال 1884 به آمریکا هدیه کردند. این هدیه به عنوان یادبود اتحاد دو ملت در طی انقلاب آمریکا (1775-1783) علیه بریتانیای کبیر، ساخته شد. هزاران نفر از شهروندان فرانسوی واسه ساخت این مجسمه پول دادند. طراح این مجسمه فدریک آگوست بارثولدی (Frédéric-Auguste Bartholdi) بود.
مجسمه، زنی با یه لباس بلند و تاجی رو سرش به ارتفاع 46 متره که تو یه دستش لوحه ای هست که با اعداد رومی تاریخ 4 جولای 1776، روز استقلال آمریکا رو نشون میده و تو دست دیگه اش مشعلی رو نگه داشته که ارتفاع مجسمه رو به 93 متر رسونده.
بعد از تکمیل، این مجسمه تو فرانسه به نمایش گذاشته شد، سپس برای حمل به آمریکا، دمونتاژ شد، تا در محلی که تو جزیره آزادی براش در نظر گرفته بودند، دوباره سرهم بشه. با یه آسانسور میشه تا تاج مجسمه بالا رفت، هرچند بعضی از مردم ترجیح میدن واسه رسیدن اونجا، از 354 تا پله بالا برن!
28 اکتبر 1886، گروور کلولند (Grover Cleveland)، رئیس جمهور آمریکا، تو جشن صد سالگی استقلال، اونو مجسمه آزادی اعلام کرد که بعدا اسم کاملشو گذاشتند: مجسمه آزادی روشن کننده دنیا (Liberty Enlightening the World).
سال 1903، روی پایه مجسمه غزلی از اما لازاروس (Emma Lazarus)، نوشته شد، که تو قسمتیش گفته میشه:
Not like the brazen giant of Greek fame,
With conquering limbs astride from land to land:
Here at our sea-washed, sunset gates shall stand
A mighty woman with a torch, whose flame
Is the imprisoned lightning, and her name
Mother of Exiles. From her beacon-hand
~Glows world-wide welcome; her mild eyes command
The air-bridged harbor that twin cities frame.
“Keep, ancient lands, your storied pomp!” cries she
With silent lips. “Give me your tired, your poor,
Your huddled masses yearning to breathe free,
The wretched refuse of your teeming shore.
Send these, the homeless, tempest-tost, to me,
I lift my lamp beside the golden door!”
----------------------------------
Jeanne d'Arc
او دختری ساده روستائی بود که خواندن و نوشتن نمیدانست. با اینحال ژاندارک فرانسه را متحد کرد و به آزادی کشورش از دست انگلستان کمک کرد. امروزه از او به عنوان یکی از بزرگترین قهرمانان زن تاریخ نام برده میشود.
صداهایی از بهشت
ژاندارک در سال 1412 در دومقمی (Domrémy) فرانسه متولد شد. والدینش کشاورز بودند. وقتی 13 ساله بود، صداهایی عجیب و شیرین میشنید. او فکر میکرد قدیسین او را از بهشت صدا میزنند.
ژان باور داشت که صداها به او میگویند که فرانسه را نجات دهد. در آنزمان انگلیس و فرانسه درگیر جنگ صد ساله (1337-1453) بودند. در سال 1429 که 17 ساله شده بود به دیدن شارل (Charles) پادشاه آینده فرانسه رفت.
ژان پادشاه را میبیند
شارل احساس ناامیدی میکرد. او جنگ را باخته بود. تمام فرانسه او را به عنوان پادشاه نپذیرفته بودند. او میترسید هیچگاه نتواند پادشاه کل فرانسه باشد. بنابراین به حرفهای ژان گوش کرد. او فکر کرد که ژان میتواند به او کمک کند. صداهای بهشتی که او میشنید ممکن بود الهام بخش سربازانش باشد. آنها ممکن بود فکر کنند که خدا با آنهاست. او زرهی به ژان پوشاند و پرچمی سفید به دستش داد تا در جنگ شرکت کند.
ژان ارتش را به پیروزی میرساند
Charles VII
ژان ارتش را به اوقلیان (Orléans) که انگلستان تقریبا اشغالش کرده بود، هدایت کرد. نیروهای او انگلیس را شکست دادند. بخاطر این پیروزی به او لقب بانوی اوقلیان (La Pucelle d'Orléans) دادند. کمی پس از آن پادشاه به عنوان شارل هفتم تاجگذاری کرد و ژان مقامی ارجمند نزد وی یافت.
سال بعد ژان ارتش دیگری را رهبری کرد. اما توسط انگلیسیها دستگیر شد. انگلیسیها فکر میکردند ژان شیطان است. آنها گفتند که صداهایی که او میشنود و لباس جنگی که او میپوشد همه علامت شیطان است و از کلیسای کاتولیک خواستند او را به عنوان جادوگر محاکمه کند!
کلیسا ژان را گناهکار شناخت و او را به مرگ محکوم کرد. ژان تقاضای بخشش کرد و در عوض او را به زندان فرستادند.
در زندان او دوباره لباس سربازان را پوشید و انگلیس او را به انجام دادن کارهای سابقش متهم کرد تا اینکه در سال 1431 او به تیر چوبی بستند و زنده زنده در آتش سوزاندند.
سن ژان
سال 1456 وقتی جنگ به پایان رسید، کلیسای کاتولیک اعلان کرد که ژان بیگناه بوده است و در سال 1920 او را به عنوان قدیس شناخت.
همه ساله مردم شهر اوقلیان (Orléans) با برگزاری جشنی به نام Fêtes johanniques روز آزادی شهرشان از دست انگلیس را توسط ژان دارک جشن میگیرند.

























هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر