۱۳۹۴ آذر ۱۴, شنبه

شاید خیلی ها فکر کنند که غول چراغ جادو فقط در فرهنگ ما و یا عربها وجود داره در حالی که وجود این شخصیت تخیلی در اکثر نقاط دنیا در قصه ها و جک ها و ..... بچشم می خوره.

این متن یک جک به زبان فرانسه است که شاید تا به حال نسخه ی فارسیش را شنیده باشید، ولی خوندن فرانسه اون برای کسانی که فرانسه بلدند خالی از لطف نیست.


Un homme qui vient d'acheter une maison visite le grenier. il découvre une lampe magique. Se souvenant d'Aladin, il se dit : "Tiens, je vais la frotter".
Et là : miracle ! Un génie sort de la lampe et dit : "Je suis un génie de seconde zone, tu ne pourras formuler qu'un seul vœu".
"Ben, mon vœu le plus cher serait d'aller en Australie mais comme je ne supporte pas l'avion, ni le bateau, je voudrais que tu me construises un pont qui m'amène là-bas".
Le génie lui dit alors : "Eh, je ne suis qu'un génie de seconde zone, ton vœu est trop difficile à réaliser. Trouves-en un autre".
l'homme un peu dépitée dit alors : "Je voudrais rencontrer une femme qui sois belle, gentille, intelligente, courageuse et..."
"Bon, ton pont, tu le veux à deux ou quatre voies ?"




مردی که بتازگی خانه ای خریده بود از انبار آن دیدن می کرد. او یک چراغ جادویی در آن پیدا کرد. با بخاطر آوردن داستان علاءالدین به خودش گفت: "و حالاروی اونا با دست می مالم". و ناگهان، معجزه... غولی از چراغ بیرون آمد و گفت:" من غول چراغ اون دنیا هستم. تو فقط می تونی یک آرزو بکنی."

"بهترین آرزوی من رفتن به استرالیاست اما چون نه هواپیما و نه قایقی ندارم از تو می خوام که برام پلی درست کنی تا منا به اونجا ببره." غول چراغ جادو به او گفت:" من فقط غول چراغ جادویه اون دنیام، فهمیدن آرزوی تو برام خیلی سخته. یه آرزوی دیگه پیدا کن." مرد که کمی ناراحت شده بود گفت:" دوست دارم با زنی آشنا بشم که زیبا باشه و مهربون و باهوش و شجاع و ...."

غول چراغ گفت:" دوست داری پلی که گفتی دو بانده باشه یا چهار بانده؟"

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر