۱۳۹۴ آذر ۱۸, چهارشنبه

قبل از جنگ جهانی اول صنعت فیلم فرانسه، از نظر نقطه نظر تجاری در دنیا حرف اول را میزد. پس از جنگ نیز کوشیده است این مقام را در حاشیه برای خود نگاه دارد. در هیچ کشوری چنین علاقه عظیمی به این رسانه به عنوان هنر وجود ندارد و در هیچ کجا به اندازه فرانسه، کلوپها و مطبوعات به تشریح و نقد فیلمها نمی پردازند. در این فضا سینما در زندگی روزمره مردم بسیار بیشتر از دیگر هنرها اهمیت دارد.

سینماگران فرانسه عقیده داشتند که سینما بر خلاف تئاتر که جمعی در آن به حرکات نمایشی میپردازند، باید مبتنی بر تاکید روی تصاویر و روند آنها باشد. آنها این ایده خود را در چند فیلم کوتاه عرضه کرده اند که از آن میان میتوان به فیلم مادام بودت خندان (The Smiling , 1923) اشاره کرد که نقدها و یاداشتهای زیادی درباره اش نوشته شده است.
Madame Beudet


مادام بودت خندان

این حرکت هنری، سوررئالیسم (فرا واقعیت گرایی) نام گرفت که بر اساس ارائه تصاویری غریب و خیالی بود و هرگونه واقع گرایی را متهم میکرد.

میان پرده (
Entr’acte 1924) به کارگردانی رنه کلیر(René Clair) فیلمی بود که با استفاده از تکنیکهای جلوه های ویژه آن زمان در سال 1924 ساخته شد و پیشرو این سبک هنری بود. فرناند لژر(Fernand Léger) نقاش، باله ماشینی (Le ballet mécanique 1924) و مارسل دوچامپ (Marcel Duchamp) سینمای بی رمق (Anemic Cinema, 1926) را میسازد.



René Clair

فیلمساز دیگری که آمال و آرزوهای تجربی خود را به صحنه تجاری کشاند، ابل گانس (
Abel Gance) نام داشت. فیلم ناپلئون(Napoléon 1927) او در پنج ساعت ترکیباتی مختلف از تصاویری بود که در سه صحنه کنار هم نمایش داده میشد.


در این سالها فیلمسازانی از دیگر کشورها نیز بودند که کارهای مهمی در فرانسه ساختند ازجمله میتوان به کارل تئودور درایر(
Carl-Theodor Dreyer) کارگردان دانمارکی با فیلم مصائب ژاندارک (The Passion of Joan of Arc, 1928) و لوئیس بونوئل(Luis Bunuel) کارگردان اسپانیایی، با فیلم سگ اندلسی(An Andalusian Dog, 1929) اشاره کرد.


رئالیسم شاعرانه

در دهه 1930 سبک بارز دیگری نیز به نام رئالیسم شاعرانه(poetic realism) نیز در فرانسه بوجود آمد. این سبک به زیبایهای آنسوی زندگی واقعی روزانه که در آن اغلب مردم مشغول کشمکش های همیشگی با سرنوشت و جامعه خود هستند، میپرداخت.

از کارگردانان پیشرو این سبک میتوان به ژان ویگو (Jean Vigo) با فیلم اتالانته (L’atalante 1934- نام قایق داخل فیلم) و مارسل کارن (Marcel Carné) با فیلمی همچون سپیده دم (Daybreak, 1939) اشاره کرد.


از با استعدادترین و پرکار ترین کارگردانان این دوره هم میتوان از ژان رنوار(Jean Renoir) سازنده فیلمهایی چون فریب بزرگ (Grand Illusion, 1937) و قواعد بازی(Rules of the Game, 1939) نام برد.

موج نوی سینمای فرانسه
در دهه 1950 حرکت دیگری به رهبری منتقدین جوان در فرانسه شکل گرفت. این منتقدین از آنچه که به عنوان فیلمهای ادبی در فرانسه ساخته میشد، ناراضی بودند و به نظر آنان در اینگونه فیلمها، نقش فیلمنامه نویس بیشتر از کارگردان مشهود بود.

آنان معتقد بودند که تنها کارگردانان هالیودی مانند آلفرد هیچکاک به معنی واقعی سازنده فیلم هستند ، زیرا از آنجاییکه آنها خود نویسنده فیلمهایشان هستند، توانایی کاملی در به تصویر کشیدن آنها دارند.
انها عقيده داشتند صرف نظر از اينكه چه كساني اين فيلم ها را توليد، فيلمبرداري يا بازي كرده اند يا نوشته اند، علی رغم نوع استديو و مقدار پولي كه يك فيلم با آن ساخته مي شود، می بايست تداوم را در مجموعه فيلم هايي يافت كه تحت يك عنوان به يكديگر پيوسته اند: كارگردان.

در اواخر 1950 چند تن از این منتقدین اولین فیلمهایشان را کارگردانی کردند که منعکس کننده این نظریه آنان بود که به عنوان موج نوی فرانسه(French nouvelle vague) از آن یاد میشود.


از پیشروان این نظریه میتوان از فرانسوا تروفو (François Truffaut) با فیلم چهار صد ضربه (The 400 Blows, 1959) و ژان لوک گدار (Jean-Luc Godard) با اولین فیلم بلندش از نفس افتاده (Breathless, 1961) نام برد که این فیلم توانست قواعد عصيانگرانه موج نو را به بهترين شكل ممكن مجسم كند.

از دیگر منتقدین فرانسوی که بر اساس همین نظریه پا به عرصه کارگردانی نهادند، میتوان از ژاک ریوتی (Jacques Rivette)، اریک رومر (Eric Rohmer)، کلود چاربول (Claude Chabrol) نام برد، همچنین فیلمسازانی چون آلن رنه (Alain Resnais)،ژاک دمی (Jacques Demy) و اگنس واردا (Agnes Varda) نام برد.

موج نوی فرانسه باعث حیات دوباره سینمای این کشورگردید و باردیگر سینمای فرانسه را در راس سینمای فرهنگی جهان قرارداد. موج نو تمام فیلمسازان جوان سرکش را تحت تاثیر قرار داد و دنباله های آن به سایر کشورها از جمله چکسلواکی، ژاپن و برزیل نیز سرایت نمود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر